X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1390
توسط: سما و سها

قرار بود دو هفته پیش بریم خونه جدید . اما مستاجر مون با اینکه تقریبا از 3 ماه پیش بهش اطلاع داده بودیم که با تموم شدن قرارداد باید خونه را ترک کنه , هنوز که هنوزه بهانه میاره و نمیره .!

عجب گیری کردیما!

قبلاها مستاجر به صاحبخونه زودتراعلام میکرد که دارم میرم , پول پیش خونمو میخوام ؛ الان درست عکس این اتفاق واسه ما افتاده .

به قول دوستم سمانه" همه رو برق میگیره مارو چراغ نفتی....." !!!!

ما هم که دلســــــــــــــــــــوز . دلمون نمیاد تو این بارون بیشتر بهش گیر بدیم . ولی هرچی هیچی بهش نمیگیم طرف پر روتر میشه . فکر میکنه ازش میترسیم . 

ولی انگار طرف ریگی به کفشش هست . ( استغفر الله . خدایا منو ببخش ) تو خونه انگار فقط تنها زندگی میکنه . اونم که اکثر روزها یا تهرانه پیش مامانش یا یکی از شهرای اطراف .


حالا هرچـی ...


خب عید نزدیک داره میشه , دلمون میخواد عید خونه جدیدمون باشیـم .